روزگاري در همين شهر خودمان مردي بود كه همه به او مي گفتند علي بهانه گير. ر
-
جمعه 11 دی 1388
5:57 AM
نظرات(0)
تلخيص پيش رو در بردارنده اهم مطالب و مسائل و نكاتي است كه يك دانشجو قبل از شروع به تحصيل در رشته مورد نظرش لازم است از آن آگاهي داشته باشد .
-
جمعه 11 دی 1388
5:50 AM
نظرات(0)
اینترنت چیست و در آن چه کاری می توان انجام داد؟
اینترنت از کجا آمده و به کجا می رود؟
سرویس دهنده ها و سرویس گیرنده ها چه هستند و چطور آنها تعین می کنند که شما روی اینترنت چه کار می کنند؟
با در نظر گرفتن سخت افزار و نرم افزار مناسب، چه نوع فعالیت هایی را می توان روی اینترنت انجام داد؟
-
جمعه 11 دی 1388
5:47 AM
نظرات(0)
به دليل احاطه ابن سينا بر دانشهاي مختلف و تاثير وي در متفكران و دانشمندان پس از خود كه حيطه آن به جز قلمرو اسلام، اروپا را نيز در برگرفته بود، از او در غرب به عنوان نامدارترين دانشمند اسلامي ياد مي شود.
-
جمعه 11 دی 1388
5:44 AM
نظرات(0)
استاد طهماسبی می خواهد به دختران دبیرستانی آموزش بدهد که چرا باید نماز بخوانند…
دانلود
با فرمت ۳gp حجم ۱MB
-
جمعه 11 دی 1388
5:41 AM
نظرات(0)
به یاد عارف جبهه ها سردارشهید دكتر مصطفی چمران؛ هجرت تا دیار خورشید
زندگی شهید شهید دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران در خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه نزدیك پامنار آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوره متوسطه را گذراند و از دانشكده فنی دانشگاه تهران در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد و یك سال در دانشكده فنی به تدریس پرداخت.
او در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود و در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و در تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در دانشگاه كالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه آمریكا،بركلی،با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.
او پس از قیام 15 خرداد دست به اقدامی جسورانه می زند و به همراه بعضی از دوستان همفكر و مؤمن خود به مصر می رود و مدت دو سال در زمان عبدالناصر سخت ترین دوره های چریكی و جنگ های پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می شود و فوراً مسؤولیت تعلیم چریكی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می شود.
در لبنان
بعد از مرگ عبدالناصر، دكتر چمران رهسپار لبنان می شود تا پایگاه چریكی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی ایجاد كند و به كمك امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان حركت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان "امل" را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی می كنند. دكتر چمران با پیروزی انقلاب اسلامی بعد از 23 سال دوران هجرت، به وطن باز می گردد، و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعدآباد می كند. دكتر چمران همزمان در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب، شب و روز خود را به خطر می اندازد تا قایله كردستان را هر چه زودتر فیصله دهد تا این كه بالاخره در قضیه فراموش نشدنی پاوه قدرت ایمان و شجاعت او بر همگان ثابت می شود.
در كردستان
در آن شب مخوف پاوه كه همه شهر به دست دشمن افتاده بود و همه امیدها قطع شده بود و باران گلوله بود كه می بارید، دشمن در حال پیشروی بود كه دكتر چمران با شهامت و شجاعت فراوان توانست این شب هولناك را با پیروزی به صبح امید متصل كند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی نجات دهد، و وقتی فرمان انقلابی امام(ره) صادر شد، ارتش مأموریت یافت تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دكتر چمران واگذار شد. رزمندگان اسلام با رهبری و برنامه ریزی دكتر چمران در عرض 15 روز شهرها و راه ها و مواضع استراتژیك كردستان را تصرف كردند و كردستان از خطر حتمی نجات پیدا كرد.
دفاع
دكتر چمران بعد از این پیروزی به تهران احضار و از طرف رهبر عالیقدر انقلاب به وزارت دفاع منصوب می شود وی در این مسؤولیت كوشش زیاد و تلاش می كند این رسالت مهم را به سرمنزل مقصود برساند.
در خوزستان
دكتر چمران با تربیت و ساماندهی جوانان رزمنده داوطلب، ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشكیل می دهد كه ایجاد واحد مهندسی فعال یكی از برنامه های او بود كه به كمك آن، جاده های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول بیست كیلومتر و عرض یك متر در مدتی حدود یك ماه آب كارون را به طرف تانك های دشمن روانه ساخت به طوری كه آن ها مجبور شدند چند كیلومتر عقب نشینی كرده و با این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر بیرون كنند.
یكی از كارهای اساسی و مهم دكتر چمران هماهنگی بین ارتش و سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك جنگی تقریباً جدیدی بود كه ابرقدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند و همین تاكتیك اهواز را از خطر سقوط حتمی نجات داد.
پیروزی سوسنگرد
پس از شكست در تسخیر شهر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رؤیای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانك های عراق شهر را در محاصره گرفتند. روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دكتر چمران با تلاش فراوان و یاری حضرت آیت ا... خامنه ای ارتش را آماده ساخت كه برای اولین بار دست به یك حمله سرنوشت ساز و حماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی را ساماندهی كرد و با شیوه ای جدید از سمت جاده اهواز به سوسنگرد حمله بردند. یاران شهید چمران پیشاپیش در محاصره تانك های دشمن قرار گرفتند. او سایر رزمندگان را به سمت دیگری فرستاد تا نجات پیدا كنند.
در این درگیری سخت، دكتر همرزم باوفایش را از دست داد و خود در حالی كه از سنگری به سنگر دیگر می رفت زخمی شد و شجاعانه با پای زخمی به یك كامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از ترس این سرباز شجاع از میدان گریختند و او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كامیون نشست و با همان كامیون خود را به اهواز رساند.
خبر زخمی شدن دكتر چمران شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افكند كه بی محابا به پیش تاختند و شهر سوسنگرد را از چنگال صدامیان نجات دادند.
دیدار با امام(ره)
دكتر مصطفی چمران پس از زخمی شدن اولین بار برای دیدار با امام(ره) عازم تهران شد و به حضور امام رسید و گزارش حوادثی را كه اتفاق افتاده بود ارایه داد و امام خمینی(ره) با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش دادند و او و همه رزمندگان را دعا كردند.
فتح ارتفاعات ا...اكبر
پس از پیروزی در سوسنگرد شهید چمران به همراه رزمندگان اولین كسانی بودند كه پای به ارتفاعات "ا...اكبر" گذاشتند و پس از پیروزی در ارتفاعات ا...اكبر پلی روی رودخانه كرخه زدند، پلی ابتكاری و چریكی كه خود ساخته بودند و از رودخانه عبور كرده و دهلاویه را هم به لطف خداوند فتح كردند.در سی ام خرداد سال 60 یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات "ا...اكبر" در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز از عدم تحرك و سكون نیروها انتقاد كرد و پیشنهادهای نظامی خود از جمله حمله به بستان را ارایه داد و این آخرین جلسه ای بود كه شهید چمران در آن شركت داشت و فردای آن روز...
شهادت
سحرگاه سی و یكم خرداد سال 60، ایرج رستمی، فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و دكتر چمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. دكتر چمران شب قبل از شهادت در آخرین جلسه مشورتی ستاد، یارانش را با وصایای بی سابقه ای نصیحت كرد بعد از آن در راه سوسنگرد همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی گفت:"خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می برد." سخنش كه تمام شد با همه خداحافظی و دیده بوسی كرد، به همه سنگرها سری زد و در خط مقدم پشت خاكریزی ایستاد. آتش خمپاره دشمن از اولین ساعات بامداد شروع شده بود، خمپاره ای در اطراف او به زمین خورد و با اصابت خمپاره های دیگر تركش های آن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد. یارانش او را با سرعت به آمبولانس رساندند خون از سرش جاری و چهره ملكوتی و متبسم و در عین حال متین و محكم و موقر او آغشته به خون بود. آمبولانس با سرعت به طرف اهواز شتافت ولی افسوس كه فقط جسم بی جانش به اهواز رسید و روح سبكبال او به نزد خدا پرواز كرد.به زودی امواج خروشان مردم حق شناس و خشمگین از جنایت صدام، پیكر پاك او را در اهواز و تهران باشكوه خاصی تشییع كردند. و این چنین این سردار پرافتخار اسلام و اسوه هجرت و جهاد و شهادت با زندگی سراسر تلاش و مبارزه اش، خالصانه و عارفانه در راه خدا به دیار ملكوت پیوست.
ف-واعظی
-
جمعه 11 دی 1388
5:27 AM
نظرات(0)
J
چون به كوهنوردي خيلي علاقه داشت ،هميشه از كاه كوه مي ساخت .
J
وقتي دلش آب شد آنرا سركشيد .
J
براي اينكه عرقش خشك شود آنرا زير آفتاب مي گذاشت .
J
وقتي آهن زنگ زد همه از خواب پريدند .
J
در زمستان از دندان كرسي اش بيشتر استفاده مي كرد .
J
با آنكه فصل ميوه بود هنوز عقلش نرسيده بود .
J
چون ديوارش از همه كوتاهتر بود هميشه دزد به خانه اش مي زد .
J
چون معلم رياضي بود همه حرفهايش از روي حساب بود .
J
وقتي حرفهايش گل كرد پروانه ها روي آن نشستند .
J
چپقش را آنقدر چاق كرد كه تركيد .
J
آنقدر بخشنده بود كه عقلش را هم بخشيد .
J
براي اينكه رنگش نپرد آنرا در قفس گذاشت .
J
از وقتي خواب از سرش پريد دنبال آن مي گشت .
J
وقتي شكمش سير شد آنرا ترشي انداخت .
J
چون سرش بي كلاه مانده بود يك كلاه خريد .
J
چون سايه اش خيلي سنگين بود آنرا هيچ جا نمي برد .
J
وقتي دلش سوخت روي آن آب ريخت .
J
چون دلش دريايي بود در آن شنا مي كرد .
J
وقتي دست وپايش را گم كرد به كلانتري خبر داد .
-
جمعه 11 دی 1388
5:23 AM
نظرات(0)
J
براي قطره باران واقيانوس به يك اندازه ارزش قائل هستم .
J
هربرگ زرد ، پاييز كوچكي است .
J
كسي كه خودكشي مي كند به مرگ نياز مبرم دارد.
J
سوراخهاي آب پاش روزنه اميد گلهاست .
J
اشك ، سخنگوي رسمي بدن است .
J
براي اينكه كسي در كارم دخالت نكند مدتي است كاري انجام نمي دهم.
J
در خشكسالي آب از آب تكان نمي خورد .
J
نگاهم در پشت پلكهايم شب را به صبح رساند .
J
زندگي فريادي است كه با مرگ خاموش مي شود .
J
كاشكي بعضي هميشه مشغول خوردن باشند تافرصت حرف زدن پيدا نكنند.
J
قلبم شلوغ ترين جاي دنياست .
J
تكان نخوردن مجسمه آزادي مرا به شك انداخته است كه نكند آزاد نيست.
J
كارمند هميشه به آب باريكه فكر مي كند براي همين امكان ندارد بتواند ازرودخانه اي بپرد .
J
به عقيده گيوتين سر آدم زيادي است .
J
ساعتم براي اينكه غرورش را اقناع كند هميشه جلومي رود .
J
اگر بهار بودم تير چراغ برق را هم از نعمت روئيدن محروم نمي كردم .
J
پرندگاني كه در داخل قفس جفتگيري مي كنند به آزادي جوجه هايشان بي علاقه اند .
J
من به پاندول ساعت بيشتر از مجسمه آزادي اعتقاد دارم چون حركت دارد .
J
آنقدر خوابش سنگين بود كه تختخوابش شكست .
J
با آنكه خيلي حرص مي خورد چاق نمي شد .
J
براي اينكه گورش را گم نكند روي آن علامت گذاشت
-
جمعه 11 دی 1388
5:19 AM
نظرات(0)
J
روي ديوار يكي از بيمارستانهاي رواني نوشته بودند:
خوش عالمي است عالم ديوانگي اگر موي دماغ ما نشود مرد عاقلي
J
بيمارستان مكاني است كه هرطور شده از انسان چيزي مي گيرند،پول يا جان .
J
حكيم هست ، دواهست ، درد بايد كه نيست .
J
روي تختخواب بيمارستاني كه تخته هايش شكسته بودنوشته بودند:سختخواب
J
برروي ديوار قهوه خانه اي نوشته بودند : بحث
C
يا
C
ممنوع .
J
با وعده وعيد مي توان وزير ووكيل شد ولي با وعده وعيد نمي توان داماد شد .
J
تمام مردم دنيا به يك زبان سكوت مي كنند
J
مرگ را از زندگي داريم .
J
ابرتا مرز نابودي گريست .
J
بعضي مرگ را آنقدر بزرگ مي كنند كه جايي براي زندگي نمي ماند.
J
چون حوصله خودكشي نداشت زندگي مي كرد .
J
با اينكه گياهان قادر به حركت نيستند ،باز هم دور پارك سيم خارداركشيده اند .
J
نسل زنبور عسل با رواج گلهاي كاغذي در حال انقراض است .
J
چوب كبريت در اثر سوختگي در گذشت .
J
با به هم خوردن پلكهايش از خواب پريد .
J
ستارگان آنقدر زير ابر ماند ند كه فراموش شدند .
J
ميراب محل به قطره قطره باران امر ونهي مي كرد .
J
چشم اقيانوس آب آورد .
J
سيگار خاكستر نشين شد .
-
جمعه 11 دی 1388
5:09 AM
نظرات(0)
J
خواست فرياد بزند ،نزد چون همه در خواب بودند .
J
چون رئيس خود راخدمتگزار مي دانست ،خدمتگزار هم ادعاي رياست مي كرد .
J
از زماني كه درست نگاه مي كند همه چيز را نادرست مي بيند.
J
چون حس لامسه فوق العاده اي داشت براي آزمايش پوستش را كندند.
J
در مهتاب به نور خورشيد فكر مي كرد تا فكرش نوراني تر شود.
J
از نقاشي پرسيدند :چه مي كشي ؟ گفت: فقط سيگار
J
پس از بركناري از مقام رياست به مطالعه بخشنامه هاي صادره اش پرداخت.
J
براي استفاده از فكر بلند ديگران هميشه نردباني همراه خود داشت .
J
كسي يك ساعت غر ميزد كه اهل غر زدن نيست .
J
دريا بزرگترين آينه اي است كه خورشيد هرروز خودرادرآن مي بيند.
J
هردشمني خطرناك است ، اما هر دوستي خوب نيست .
J
آنكه با همه دوست است با هيچكس دوست نيست .
J
دانا سخن حق را مي شنود وداناتر كسي است كه آنرا به كار مي بندد.
J
هركس به اندازه اي كه بزرگ است مي تواند كوچك باشد .
J
تقاضاي المثني كرد، چون خودش را گم كرده بود .
J
بس كه گوشش تيز بود حرفها را بريده بريده مي شنيد .
J
افكار بعضي انسانها رابايد كنسرو كرد چون ممكن است فاسد شوند.
J
يك سرمايه دار بر دريچه قلبش نوشته بود :توقف بيجا مانع كسب است.
-
جمعه 11 دی 1388
5:05 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



